تبليغاتX
/کرشمه /۱
صفحه نخست | طراح قالب | خروجي وبلاگ
  

www.jilarasekh.com

امشب از غصّه ی تو؛ آسمان دل منهم بارید

رعد با رفتن تو ؛بی محابا غرّید

*****

بیا بامن دمی سر کن؛ که من ژیلای بی تابم

کمی بامن مدارا کن؛ که من مَهتای بی تایم

/کرشمه 2/

********** 

دوبیتی های من در بانوی عاشقانه ها

بگذار

بگذار  گلویم فرياد کند

 بگذار تا قصّه ی هجرانم را  

بغض فروخورده ی سالیانم  را ببارم

  بگذار درد های سینه ی تفتیده ام را 

و مشت های گره کرده ام را ببارم

بگذار بگویم..... ایرانم

  لاله ام ، شقایقم

 موجم ،طوفانم ،فریادممممممممممممممم

من اهل ایرانم ، من ایرانممممممممممممممممم

بگذار......... در خاکم بمیرم !!!!!

ژیلا

زندگی رباعی است وغم های آن قصیده/ژیلا

به مهمانی چشمانم  بیا!

 تا آسمان با خورشیدش در آن طلوع کند

آنگاه شب شرمنده تو می شود

  و ستاره ها رقص نور می کنند

……پس  بیا

شاه نشین چشمانم شو!

بیا!؟ژیلا

 

دکلمه کوچه توسّط  میلاد شریف  از دانمارک

کوچه

همه در گیر خودند و همه در خود ها  گم

  چه کسی ما را یافت؟

چه کسی چشم براه می ماند

چه کسی غصّه ی غم های مرا  کم دارد

غم بی مهری دل های یخی

   غم  این  کوچه ی بُن بستِ گِلی   

کوچه هارا  همه شب غسل اشک خواهم داد

  کوچه هارا به قدم های دلم  خواهم خواند 

باز آن پیر زن  کوچه ی رسوایی چه دل تنگ من است

آی ……دوره گرد…….. نام مرا  جار نزن

  ای خدا را تو قسم بر در و دیوار نزن

پچ  پچ و همهمه ایی  می آید

  چه کسی نام مرا می خواند 

چه کسی گفت که من؟

پشت دیوار هزاران سخن خاک شده چشم براهت هستم

  چه کسی نام مرا بر تن و پیکره ی زخمی  تو نقش زده؟!

چه کسی نام مرا می خواند ؟!

چه کسی گفت که..... ؟!؟

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۱۰  /۲/۵ 

در ادامه مطلب (مناظره )را بخوانید

 


 ادامه مطلب
نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

 www.jilarasekh.com

اگراهل دلی؛ جانم فروشم /اگر نازم کشی هم جان وجانانم فروشم

اگر بامن سرچشمه شوی /آهوی زیبای دو چشمانم فروشم 

کرشمه 2/ژیلا

دوبیتی های من در بانوی عاشقانه ها

****

بیا بخندانیم لحظه ها را 

 تا نگریند بر ما !

پس بیا ....لحظه ها را با هم تقسیم کنیم

و اعداد روزهای بی تو بودن را در بودنت تفریق

وحاصل بدست آمده را زندگی کنیم!

می آیی ؟؟؟

ژیلا

 معبود من ؟

یعنی آمدی که عشق را در من برویانی؟؟

آمدی بگویی که آمدنت راسپاس بگویم ؟!

با تو َام……….....دریاب ! 

"دریاب" سخاوت درخت خشکیده  در کویر را !

شاید با خشکیده برگهایش

آتشی است برای چاشت رهگذار خسته در بیابان

امّا تو .....!!!                امّا تو .....!!!

بی برکتی را از  ابر  بی باران میراث برده ایی

ودرنده خُویی را از گرگ!

بی حیایی را از چشم سفیدان!

و "من" !!!روباه گونه ات می بینم

 آنگاه که سخن از عشق می رانی

سفره ات را جمع کن

درخانه دیگری بگستر ؛ اینجا هوا کم است

برو ............بگذار باد بیاید

برو........  هوارا اشغال نکن

برووووووووووووووو!

ژیلا

 

 گفت:

گفت که من چون سمنم، همچو عروس چمنم 

یاس وگلِ نسترنم ،  مرغک بی بال و پَرم

بافته ام زُلفِ شَفق ، مانده زمن حُور و مَلَک

من که پَرم از پریان ،خنده زنم بر صنمان

حافظ شیرین سخنم

داد بمن حبِّ نبات ، جرعه ایی از آبِ حیات

"لا" و  "ولایم" تو مگو  ؛ ذَمّ و ثنایم تو مگو

گفت بمن :

راز مگو  ، نزد کسان باز مگو

  او بَرَدم به آسمان ،به سوی ماه و اختران

همچو پری و پرنیان

گفت بمن :

 مست تویی   مست تویی

لایق هر هست تویی 

گفت بمن : 

میکده شو ، میکده شو

جام و میِ معرکه شو  ،ساقی این مَهْلَکه شو

خواب مرو  خواب مرو ،بردر هر ناکس وطمّاع مرو

گفت بمن :

رام مشو   رام مشو

گرمی بازار مشو

 چونکه  تو جانان منی      شعری والفاظ منی

گفت که تو ماه منی    ماه شب تار منی

چارده از عمر منی!

گفت بمن :

ماه تویی   ماه تویی  

 راز تویی  قصّه تویی   ویس تویی   لیلی وعذرا تویی

شیرینِ فرهاد تویی

گفت بمن :

ساز بزن  ساز بزن

بر دف و  بر تار بزن

تار بزن  تاربزن  برشب  تبدار بزن

گفت بمن:

شعر تویی   شعر تویی ،پاره ایی از آتش این مهر تویی

فارغ از این دغدغه و  آتش ایّام تویی !

آتش ایّام تویی !!!

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۱۰  /۱/۳۰  

//چرا//در ادامه ی مطلب بخوانید


 ادامه مطلب
نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

www.jilarasekh.com

زندگی عرصه ی جنگ شب و نور/ زندگی آرزوی مانده به گور/ژیلا

اینجارا کلیک کنید

بانوی عاشقانه ها ودوبیتی

در این دلشعر توصیه می کنم بدنبال اوزان شعری نگردید 

البته می خواستم رعایت کنم امّا  بی فایده بود

یعنی راستش یه جورایی بی قانونی گاهی قانون میشه نه؟؟!!! 

نه؟!

 نه در بند امروزمانم ؛ نه  فردای دور

نه درمی کشم  نان و رزق کسی را به زور

نه تسبیح ، گردان روزم نه یک هاله ی بی فروغ 

نه هر دم زبهر تملق سرایم مَجیزی دروغ

نه خادم  شوم من ز کوی هوی و هوس

نه با رقص کولی ، به طبلم بکوبم جَرَس

نه سجاده گسترده ام کوه  و دشت

نه فتّانه و فتنه ها ی پَلَشتْ

نه میل سفر می رود در سرم

نه گردن به خِشت و عِمارت دهم

 نه من بوسه  بر دست  عفریت دنیا زنم

نه بر رسم نا مرد،  بی دشنه سرها زنم

نه خون کسان در پیاله چو میِ، سرکشم

نه از بخت  ناسُور خود من دَمی سرخوشم

نه امروز؛ روزم شود 

نه من نوح عمرم شود

نه دنیا وفایم کند !!! نه فردا شادم کند!!!

ژیلا  

مرا چون واژه ایی از واژگان شعرت بر گزین

  و درون قاب شیشه ایی خیالت بگذار

آنگاه برای حُرمت قلم ، می توانی بنویسی

 اورا فقط ، برای پرواز درآسمان خیال می خواستم

*****

دل تنگ توام، این را به که باید گفت؟

به کدامین لغتی باید گفت؟ 

 به کدامین خطِ زیبا نگاشت؟

چه کلامی گویم ؟عددش می خواهی ؟

تو بخوان از ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تو بخوان عشق تمام . 

ژیلا

عکس از شیراز Shiraz Photo Gallery 

 بعدِ تو

 بعدِتو ؛دنیای ما هم دیگه گل هاش خشک شد

رسم و آداب و همه مردونگی ها، هم  گم شد

بعدِ تو ؛حوضِ خونه ،ماهی های قرمز وزردِش دیگه قهر کِردنو رفتن تَهِ نا باوریا!

بعدِ تو؛ گلابتون هم توی باغ، علف هرز و گل شمعدونیا را دیگه پَر پیت نَمی کِرد

یادومِ ، بی بی و خاله ناهیدَم دلداریاشون دیگه سر بند نَمی کِرد

آغاسی با خوندون آمنه هم ، چاره دردُوم نَمی کِرد

بعدِ تو شیرازِ ماهم؛ دل مارو  خوش نکِرد ؛ داش آکل باغیرتش هم دیگه تَرفَند نکِرد

سعدی و دروازه قرآنَم  درده منِ  دوا نکِرد

 بعدِ تو؛ رو پشت بوم خونه ها هیشکی کَفتراشو پَر نداد

کاکو محمودَم، دلشو به خوندن شعرای سوسن و نسرین نَمی داد

بعدِ تو؛خواب وخوراکوم شدَه  بود آه و ؛ دوتّو /۲/  چیشامْ کاسه ی خون !

  نون و آبومم  شدَه بود  اشک و دلُوم  چیکه ی خون   !

یادومِه رفته بودیم شاهچراغ ، تو نگفتی که قسم باهم میمونیم تا ابد ؟

راسی یادِتِ ؟! گفتی بی بیریم فِلْکِه ی گاز

بیشینم پرتو گرماشو  بیگیم  راز و نیاز

توکه رفتی منم آواره شدم

توی غربت ؛غمگینو  آزرده  شدم 

بعدِ تو  .........    بعدِ تو

 من نَمی خوام زنده باشم 

 نمی خوام شهر فرنگ ، نَمی خوام اِیی دَنگ وفَنگ

 نَمی خوام بعدِ تو من زنده باشم

تو ، تو خاکو  ؛منم اینجُوْ دیوونه باشم

بعدِ تو  .........    بعدِ تو

 من نَمی خوام هیچ جا باشم

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۱۰  /۱/۲۶ 

"لیلی دل" در ادامه مطلب بخوانید 


 ادامه مطلب
نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

www.jilarasekh.com

مرا با شور و مستی عاشقم کرد

 بهشت بود وجهنم حاصلم کرد

دریغا او فسونگر بود و من دیوانه ی او

 چنان فتنه بپاکردچنین رسوا دلم کرد

/کرشمه۲/ژیلا

Hosted by ImageHost.org

       Be or not to be shall come in to being

 ای ماندگار ترین احساسم ، همیشه بمان

The most last feeling always with me

 گوش کن : قلبم ترا فریاد می کند

  i shall find you

 ......بماننننننننننننننننننننن

همیشه بمان 

ژیلا

*****************

تقدیم به

ژیلا فرزانه بی همتا

شاعر دلشعرهای زیبا

/ر.ا.د / آذرین دیماه 88 

(تو در اوجی و خود آگاه این وادی)

 اگر از من میپرسیدند

یک نامی بگو

که لطافت قطره باران بهاری را معنی کند .

بزرگی شب یلدا را به یاد آورد .

سمبل ایثار و از خود گذشتگی باشد .

و نهایتا تبلور کمال در آن مستتر آید .

خواهم گفت
ژیلا

که ژ از ژاله هست و ی از یلدا
که ل از لاله است و ا از انسان
همیشه سزاوار تحسین هستی

*****************

    باورم کن

لحظه ها بی تو سنگین است !خنده ها بی تو گریان ! 

دریا غمگین است و سرگردان و من خشکیده برگی در تُندَر زمان!

  امواج  هدف را گم کرده اند

کوه ها چین خورده اند  و سر بزیر انداخته اند

آهوی دشت رمیده

 ماهی حوض خانه دلش گرفته

همسایه ما دیگر فریاد وا حیرتا سر نمی دهد

خون در رگ زمان منجمد شده

و من در گوشه ایوان خانه دلم گرفته  و سر به زانو بر ده ام

 مادر..... اگر کنارم بودی در این غربت سخت!

 حتما" می گریستی

 دیگر بخشش معنا ندارد

دروغ زیبا ترین راستگویی است 

حقیقت در  کذب و کذب در حقیقت به تماشا نشسته !

رودها هم تصمیم خودشان را گرفته اند

 می خواهند بر خلاف مسیر شان جریان داشته باشند

 و ابرها از گریستن خسته !

 زمین ، خشکسالی را طلب می کند!

 خورشید هم از تابش پشیمان !

 مهتاب خودش را پنهان می کند هیچ باوری وجود ندارد 

آدم بزرگها   ، کودکانه رفتار می کنند

تا جهالت خودشان را پنهان کنند

و با اشک دیگران ، خودشان را غسل دهند

 آزار و رنجاندن ، دیگر زشت نیست

زشتی ، همان کلمه بزک شده  است

که  در باور ما خودش را جا داده

 خدایا تو  باورم کن

 باورم دار که  باوری خسته ام

 خسته از باور نداشتن ها!

****

//باورم کن دلشعری از آرشیو گذشته //

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۱۰  /۱/۱۷

//غزالم// را ادامه مطلب بخوانید


 ادامه مطلب
نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

  www.jilarasekh.com    

    

ویدیو کلیپ دکلمه خسته شدم

Hosted by ImageHost.org

طرح روی عکس  /گرافیک/

****

دکلمه سروده ی (باتو و بی تو )

 با صدای زیبای پارس بانو  عزیز 

http://www.jilarasekh.com/parichehr.mp3

((مملی ))

 این مملی چی میگه ؟ غصّه هاشم عجیبه !

لباش چرا برچیده، چشماش چرا پیچیده

کِز کرده و خوابیده ،شاید منو ندیده

پاورچین و پاورچین،  مملی دو پاتو ورچین

می خوایم  بریم یه سرچین

چین ؟!

آره:

 حالا که همه چی  ،چین چینیه ی

 Made in شون مارکِ چینهِ!!!

  قصّه ی ما هم چینیه!!

 می بینی که دل چه خونه ؟؟!  آتیش زیر نونه

فریادمون توسینه ،عقده شده و کینه  

لولوی بد قواره،ببین خوابْ یا بیداره

لولوی دژخیم رَذلْ ، تو بوق وکرنا وطبلْ

هوار   هوار   

بو میاد ... بو آدمیزاد میاد!

صدای نفس ها میاد !

  هیس !! 

 

راستی .... 

ببین ببین مملی ،اون خانمه سیمینه

با دخترش زرینّه

اینوقت شب تو کوچه !نون می خرند و کلوچه؟

 دلت خوشه کلوچه ! ببین ببین  لب و لوچه

بگو  سیب و  آلوچه

میگه  روزم شب شده ،جونم که بر لب شده

خونه م همین نزدیکیست 

شوهرم کوک کوکه ،تو کیفِ و لولِ لوله

 این دخترم زرّینه ،چارده بیشتر نداره

عین هلال ماهه ، باریک وسر براهه

دیروز یه مانتو دیده یه کفشو تو خواب دیده

 ساعتو دستبند دیده

ساعتو  دستبند دیده ؟؟؟؟؟ این سیمینه یا مینه؟!

 یا ِللْعَجب سیمینه ؟! آتیش به جون بگیره

الهی اون بمیره ، زرینّه را نبینه

 مملی دلم  تنگ اومد ،سرم خیلی درد اومد

هوا برام کم اومد ، دنیا برام تنگ اومد

کاش بخوابم نبینم ،نه سیمین و نه زرّین

نه دنیای هردم بیل!

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۱۰  /۱/۱۲

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

 www.jilarasekh.com    

 اگرشاعر بودم فقط عشق را می سرودم

اگر  خطّاط بودم الفباء را  فقط ع ش ق می نگاشتم

اگر نویسنده بودم فقط عشق را به رشته تحریر می کشیدم

 اگر  نقّاش بودم

 تصویری از عشق را در تابلویی به وسعت قلب همه عشاق دنیا ترسیم می کردم 

 و به سقف آسمان  می آویختم

 اگر معمار بودم

 زیارتگاهی برای تمام لیلی ها و مجنون ها بنام عشق می ساختم

 تا عشاق دل خسته هر روز عشق را سجده کنند و شمع قلبشان رابیفروزند

اگر  فرهاد بودم تمام کوهها را بنام شیرین نقش می زدم

 اگر؟!  ژیلا .... عشق را بنام معبود سجده خواهد کرد

 وخواهد نوشت بسمه ربّ العشق !

ژیلا

   Hosted by ImageHost.org 

من زنم!!

من زنم ، من نه سنگم

من زآهن نیستم

من ز گلبرگم

ز یاس و از ستاره دامنم

شمع خانه، مادرم

سیب سرخ روزگارم

من زنم

سنگ صبور خانه ام

شانه هایم بستر است

خنده ها و گریه ها جان من است

من دعای صبح و شامم

من زنم

عشق نامم

مادرم

خواب و آرامش دهد عِطر تنم

ساقی  و هم ساغرم

من خود عشقم   خود پروانه ام

من همه جان و همه جانانه ام

من زنم ، من مادرم  ...........  !!

ای رَجُل !!!من آرزو های توام

  دریاب......... دریابم زنم!!

******

درد هایی برای گفتن هست

 به پهنای اقیانوس ها

 به وسعت دشت ها

  به رمز و راز جنگل  و به ظرافت نوشته های شاعران

  به سادگی لبخند کودکان  و به تاریکی دلهای بیرحم

 به سختی آهن و به راحتی یاد همه ی از یاد رفتگان !

آیا حوصله شنیدن داری ؟

روز تقسیم قلب سنگ سهم تو شد

 وسعت کویر سهم من!

نفرت تسلیم تو شد

و من در برابر  عشق زانو زدم 

 آیا سهم من و تو برابر است ؟!

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۱۰  /۱/۹

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

www.jilarasekh.com    

کاش باشی تو شَهِ قصّه ی من

کاش باشی نَفَس هر دَم و هر لحظه ی من

کاش  رامِ من  سرکش  باشی

یا تو رامشگر این پاره ی آتش باشی

****

کاش هر دم تو کنارم بودی

ومن از عشق ترا چون مستان

باده ها نوشم و خود مست و خراب

بوسه بر روی تو

 با عشوه و صد ناز زنم

****

کاش در ساغر ما بود شراب عشقت

کاش در طالع ما بود دوچشم مستت

ژیلا

 

یا "ربّی"

گریه را می خندم

تا خشمگین شود بادهای سیاه

و برتارک شب های ممنوع می نویسم ((روز))

باران را با رگباری از عقده های تحمیلی ام

 بر کوه بلند غرورم  می بارم

من نوشته هایی را انگشت می زنم

که دست خط من نیست

خدای من  ........صدایی از ورای تاریخ می آید 

 مرا می خواند!

دخترم من دیروزم..... فراموشم نکن !

دردت را بربلندای البرز فریاد کن

و  افکارت را ...........!

افکارم را با آبی دریای جنوبگان غسل تعمید خواهم داد

 و زخم چرکین دلم را با شنزار کویر !

باید حفظ کنم نیمه جان زخمی ام را

شاید مرهمی بر ای دیگری

و یا وصله ایی، گرچه ناهمگون !

برای تن پوش دوست!

دلم گرفته!

 آغوشی رانیازم

 برای بغضم  و  دریاچه ی پریشانم

که به حیله خشکاندند ؟!

چرا !؟

آب را دریغ کردید؟!!!

عجب صحرایی است!!!!خدایا  تشنه ام!

دعای باران را مادرم هر روز زمزمه می کند:

یا "ربّی" یا "ربّی"یا "ربّی"

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۱۰  /۱/۴

 

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  هدیه

http://soroudedousti.blogfa.com/page/55555.aspx

http://soroudedousti.blogfa.com/page/jila.aspx

http://jila-rasekh.blogfa.com

http://melody11.blogfa.com

http://ashareman.jee.ir

استاد آذرین عزیز دو سروده زیبا در صدر وبلاگ

پارس بانوی عزیزم(بانوی عاشقانه ها)   

ملودی عزیزم  با غزلی از شیدای عزیز(نسیم عشق )   ملودی۱۱

  آقای  علی نغماچی عزیز (چه می خواهید)

وبلاگ کرشمه ۱  http://ashareman.jee.ir

اشعار ودلنوشته های اهدایی دوستان عزیزم

در ادامه مطلب می باشد 

از تمام دوستان خوبم که مرا مورد لطف قرار داده اند

نهایت تشکردارم من عاشقانه همه شمارا دوست دارم

بُعد مسافت مهّم نیست من در کنار شما هستم وتپش قلبم برای شماست

خاک پای همه عزیزان هستم

قالب وبلاگ هدیه دوست عزیز آقای مهدی شکوری می باشد

من ،تو ،استاد

www.jilarasekh.com

**** 

با باران بوسه هایت

که هم چون شبنم صبحگاهی است

 یاس تشنه لبهایم را مهمان کن

تاعِطر خوش حیات در جانم دمیده شود

وبیادم آور که هنوز هستم

ژیلا

آغاز سال ۲۰۱۰میلادی را تبریک می گویم

  

خوابِ بیداری

 از اینجا کوچ خواهم کرد

 و در بیچاره گی های زمان تحلیل خواهم رفت

و از سازی که نایش ناله ی  فقر و فلاکت می دمد

 بیزار خواهم بود

من از جایی که سایه در پی سایه هراسان است

و از جایی که دُردانه عزیزش را بپای چوبه ایی

 از ترکش مانده درون منجلاب و راکد دوران بیازارد

  و از انسانیّت آنگاه که موی دختری را باد قیچی می کند

 تا گیسوی شب را بیاراید

 بیزار خواهم بود

و ازاین حربه ی افیون و خمّاری که مشتی را  اسارت برده

تا خواب ِ بیداری نبینند و از تاریخ نویسانان کذّاب

  و ملیجک های خوش رقص و سخن پوچِ  یکی را صد نویس

 بیزار خواهم بود

بیزاررررررررررررررررررررررررررررر خواهم بود

****

کاش مارا  "من"  نبود    آتشی بر جان نبود

 کاش "من" با ما شود   آب بر آتش شود

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۰۹  /۱۲/۳۰

اشعار اهدایی دوستان خوبم را در ادامه مطلب می توانید ملاحظه بفرمایید  


 ادامه مطلب
نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

 www.jilarasekh.com

 http://soroudedousti.blogfa.com/page/jila.aspx

 فروغ فرخزاد (۸ دی، ۱۳۱۳ - ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ در سانحه تصادف)

فروغ مظلوم زیست و مظلومانه مورد بی مهری برخی قرار گرفت

  شعرش و فکرش در زمان و عصر خودش نمی گنجید

 شاید به این دلیل مورد تکفیر و هتک حرمت قرار گرفت

فروغ پس از مرگ از مرز تاریخ گذشت و به افسانه ها پیوست /ژیلا

 در روی جلد کتاب ((مجموعه ی سروده ها ))فروغِ فرخزاد چنین نوشته شده است

آن هنگام که هستند نه هنرشان و نه خودشان را بر نمی تابیم

آن هنگام که رفتند ،ماندند و جاودانه شدند.

 Hosted by ImageHost.org

طرح ونوشته از آقای محسن نظری /گرافیک/

******

عروج فروغ درخاطره ها ماند

من به بودن به حضور

در نگاه دو کبوتر به سکوت

و به گرمی دل خاک به هنگام  هماغوشی سرمای تنم

می گریم

من به هرزه سخنم و به مظلومی شعر

به خطای قلمم و  به بلوای دلم  

من به پرواز فروغ و  مردن به هبوط 

  و به خط خط فروغ

 و به بُهتی که پس از دیدن فردای حضور

من به خورشید وجود و به اَنْهارِ شعور

من به رسوایی دل 

وبه بی مهری شعرم، که نگفت من کیستم

من به بی عدلی یک دایره در ورطه ی هول

به برهنه سخنم

به تمامیِّ عِناد تو و آن مشق سیاه

 می گریم

من به خود خواهی باد و به طوفان وجود

و به صبحی که زند بانگْ خروس

که بدادم برسید

 مرگ من فاجعه ی مرغان است 

 من به اشعار فروغ به تمامی جدال شب و روز

که کند داد و هوار  ....آی بی عاطفه ها

وَهْمِ من خواب شماست

من به بطلان خودم، که به مرداب فنا افتادم

من به باور هایم ،و به رؤیا و قسم های دروغین دلم

می گریم

من به تقصیر خودم و به خندیدن نا مردی شب

 و به نامردمی کاغذ و باد

می گریم

می گریممممممممممممممممم

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۰۹  /۱۲/۲۴

 

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

www.jilarasekh.com 

ای عشق مزن فریاد

 ای عشق مکن  بیداد

رسوا تو نکن ما را ،آرام بگیر،  آرام

طبل و دُهلت برگیر

ار خانه من در شو ،سوی دگری ره شو

برباد مده ما را   دریاب کمی ما را

آرام بگیر ، آرام

قلب منِ دلخسته ، خسته شده  از فریاد

فریاد مکن فریاد ، آرام بگیر آراممممممممممممممم

ژیلا

من جسارت به قلم بخشیدم /  و به رویا و خیالم پرو بال/ژیلا

 Hosted by ImageHost.org/

وای………………. برمن

وای برمن پی هر هرزه و لجّاره شدم 

ساقیِّ مخمُوره ی فتّانه شدم

بنده این  ، بنده ی آن 

 بنده ی حرص و طمع  و جام شدم

آتش هر معرکه و کوی فلان نام شدم

برده ی  این نفس بد احوال شدم

وای………………  بد اقبال شدم

هرزه و رسوای تن زار شدم

مانده به گِل

 وای…………… بسی خوار شدم

مانده ز خود

خود که بسوزد که بخود سوز شدم

آتشم و شعله ی جانسوز شدم

در طلب نفس و هوایِ دل خود کور شدم

وای ..……….. بر این حال ، خدا دور شدم

آه …........

که من چون شب بی نور شدم

وای……………..

براین مانده به گِل، چون ز خودم دور شدم

د     و     ر …………………………………………………شدم 

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۰۹  /۱۲/۱۹

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت