ذات آدم ، از گِل وباکیمیای عشق شد لوح برین

برتراز انسان ،کجا در آفرینش آمده ، دراین زمین

"ژیلاراسخ"

هوای غـزلم باشد و ، سودای تو

وای که بنـدم به خدا ، پای تو


دولت عشق نیست،به تقدیرمن

مـا که به فرمانیـم و ،فتوای تو

(از کتاب گل سا)

ژیلاراسخ   


تاريخ : پنجشنبه ۱۴ اسفند۱۳۹۳ | 23:27 | نویسنده : jilarasekh |

بـزن تـاری ، که تار دل غمین است 

دل بیـچـاره ام ، دائــم چنین است


بـزن تـاری ، به یاد روی دلدار.........

بهــارم رفت و ، پائیزدر کمین است

ای وطن! 

(از کتاب گل سا)

ژیلاراسخ  


تاريخ : پنجشنبه ۱۴ اسفند۱۳۹۳ | 23:24 | نویسنده : jilarasekh |


چرا .......ازمو روگردونی و،خسته

ببین ،بی تو غریبُـم ، دلشکسته


مگه بامو ، سـرلــج داری جونُوم

که دست وبال مو، اینجوری بسته

(از کتاب گل سا)

ژیلاراسخ  


تاريخ : پنجشنبه ۱۴ اسفند۱۳۹۳ | 23:24 | نویسنده : jilarasekh |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.