قرارمان هرروز 

ثانیه های بیقرار

تو خُلفِ وعده وُ...

من سرِقرار!

ژیلاراسخ  


 
ضبرکن، تا عاشقانه گل دهد فصل بهار

بوسه از یاس وصنوبر گیری و ،از روزگار


صبر کن، نوشین بنوشی نوشِ یار.......

زمزم وکوثر کجا،بوسی لب شیرین یار !

(از مجموعه ی گل سا)

ژیلاراسخ 


تاريخ : چهارشنبه 24 دی1393 | 0:18 | نویسنده : jilarasekh |

 

صرف می کنم فعل آمدن را،

وتو هنوز ،

ضمیر غائبی !

"ژیلاراسخ" 


من شراب شعر می نوشم تو انگور و تو مِی 

من لب از دلواژه می گیـرم تو از طـَـرّار و وِی


من به قبله می کنم رویــم، نمازم عاشقی

مـن ثوابم از صـواب ست و تـو از تنبور و نِی

(از مجموعه ی گل سا)
ژیلاراسخ 


تاريخ : دوشنبه 26 آبان1393 | 18:55 | نویسنده : jilarasekh |

دام است زمانه وُ،کویری تشنه

از پشت زند چو نارفیقان دشنه!

ژیلاراسخ 


 
"ثانیه ها"

در شبی سرد وسیاه 

با تنی خسته تر از بار گناه

در تب ثانیه ها

می نویسم ای کاش

دل تو سنگ نبود 

این همه حیله ونیرنگ نبود

می نویسم دیرگاهی ست

که درپرتو عشق

نفسم ،بغض گلوگیرشده

وتو در بند کدامین دلدار؟!

می نویسم که من آن خاک نشینم 

به تمنّای تودوست 

روزهایم شب سرد ......

این همه ، آهم ودرد

وتو چون بارش باران بهار

چه عجولانه گذر می کنی از ،

کوی وفا!
 
(از مجموعه ی گل سا)
ژیلاراسخ 


تاريخ : شنبه 10 آبان1393 | 16:17 | نویسنده : jilarasekh |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.