|
خواب زیبای بهار
باز دیشب خواب دیدم خواب زیبای بهار
خواب سیمین و پری می دویدیم پی هم
زیر با زارچه شاه شجاع توی میدان حکیم
پشت انبار قدیمی رجب بازی قایم موشک
داشت دنیایی صفا توی باغ مش نمک
پشت بوته های خار می زدیم به هم کلک
همه چی بود با نمک
یهوی می گرفتند مچ هم
آهایِ!! کجا رفتین آی کلک بیایید ای بچه های بی خبر
اینا رفتن زیر گلها وعلف بگیرید دستاشون
بکشید موهاشون نکنه که دربِرند
نکنه وَر به پرند ناهید و شیرین و من
می زدیم تو سرهم که کی جِر زد ؟
کی خبر داد به مَمَل شیرینه می گفت که مَ مَ مَمن
بِ بِ بخدا نَ نگفتم بِ به مَمَل خُو خودشون اُواومدن تو چمن
گِ گِ رِفتن مُ مچ من علی هی داد می زد
می رسم حسابتون می کشم موهاتون
حالا دخلتون می دَم آخ ! من ترسو من کم رو
هی دلم هُری می ریخت هی خدا خدا می کردم چه کُنم
نکنه که راست بگن نکنه؟ وای اینا چی میگن
چه قَدَر لرزیدم وای قلبم چه کنم دیگه من غلط کنم
که قایم موشک کنم نمی خوام من نمی خوام
من موهامو دوست دارم من خدا هم دوست دارم
پس خدایا کاری کن منو زود قایم بکن
نبینه منو علی یا که سیمین و پری
برسم من تو خونه پیش خانم خونه
پیش بابا و پونه آخ برسم من تو خونه
ژیلا
|