تبليغاتX
/کرشمه /۱
صفحه نخست | طراح قالب | خروجي وبلاگ
  

www.jilarasekh.com

گفتم  که دلم در گرو دیده توست

گفتا که دلم عاشق دلخسته توست

گفتم که غمینم تو بیا در بر من

گفتا که غریبم تو نرو از بر من ..........

       ژیلا

 

 کوچه

همه در گیر خودند و همه در خود ها  گم !! 

  چه کسی ما را یافت؟

چه کسی چشم براه می ماند

چه کسی غصّه ی غم های مرا  کم دارد

غم بی مهری دل های یخی

   غم  این  کوچه ی بُن بستِ گِلی     

کوچه هارا  همه شب 

  غسل اشک خواهم داد

کوچه هارا به قدم های دلم  خواهم خواند 

باز آن پیر زن  کوچه ی رسوایی چه دل تنگ من است

آی ......دوره گرد........ نام مرا  جار نزن

  ای خدا را تو قسم بر در و دیوار نزن

پچ  پچ و همهمه ایی  می آید

  چه کسی نام مرا می خواند  

چه کسی گفت که من؟!

 پشت دیوار هزاران  سخن خاک شده

  انتظارت هستم

چه کسی نام مرا !

بر تن و پیکره ی زخمی  تو نقش زده

 چه کسی نام مرا می خواند ؟!

چه کسی ؟!

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۰۹  /۵/۱۸ 

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

www.jilarasekh.com

باز بُتی آمد و این بت  شکنان مات شدند

بر در هر میکده و پیرِ خرابات  شدند

ساقی به رقص آمد و در توبه ی خود جام  شکست

دختر طنّاز  خرابات نشین مخفی و  آرام شکست......

ژیلا

باز گرد 

 صبح گاهان با خیالت/ با گلی از رنگ و بویت

با نسیم خوب جانت/ بستری از عِطر رویت

 بودنی در عمق جانت/ یاس زیبای  نگاهت

دیده ام را می گشایم

شعر زیبا می سرایم

****

 ای خدایاخود تو می دانی چه حالم

خود تو می خواهی سُرایم

یا نویسم حرف اول ، حرف آخر

نامه ایی با دیده ی  تر

****

عزیزم..................

صدایم صدای توست، خانه ام ترا فریاد می کند

چشمانم ترا جستجو می کند       

     نگاهم به در مانده، گریه ام رود خانه نامت شده

آیا یاد داری مرا ؟!

آنزمان که دل را بتو باختم

   ایمانم را در گرو  چشمانت گذاشتم

    مرا به رویای دست نایافتنی خیالت مهمان کردی

چه ساده باورت کردم

چه آسان قلبم را مهمان شدی

  اکنون در دشت خاطرات تو ، در نمی دانم ها و چه باید ها سر گردانم

 سینه ام مالامال یادها و یادواره های توست

   بیا دستانم را بگیر، نیازم تویی، هوای تنفسم تویی

  در باغچه دلم دوباره خانه ات را بساز

بیا به رویای همیشگی مان سفر کنیم

       دلم سخت انتظارت می کشد

           می خواهم با خوشبوترین گل طبیعت خدا به استقبالت بیایم

و با زیباترین و قشنگ ترین واژه دنیا مهمانت کنم

می خواهم روی سقف آسمان با درشترین کلمه بنویسم 

 عزیزترینم دوستت دارم /

به خانه ات، به قلبم باز گرد

                  www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۰۹  /۵/ ۱۴                          

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

www.jilarasekh.com

 زتنهایی گله کردم، خدارا من صدا کردم

خدایم را خبر کردم، که دل را من فنا کردم

زدنیا هم حذر کردم ،خدا را من گواه کردم

شب وهر شب دعا کردم، نگاهش را نگاه کردم

ژیلا

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org 

 دو باره میخواهم بنویسم، کاش بتوانم!

بنویس از ناگفته ها !

نا نوشته هایی که جرأت بیانش را نداری

با الفبای شکسته در مشت گره کرده ات بنویس

می توانی حروفش را هجّی کنی؟

سخت نیست !

از شکستن ها بنویس

ازسنگ نبشته قلبت بنویس!

آه .....فرهاد چه کردی در بیستون ؟

تو عشق شیرین ات را نقش زدی!

وسنگش برای آن دیگر ی  ارثیه گذاشتی !

بنویس ؛سخت نیست!

اوه ... می دانم این غرورت

زنجیری است بر احساست

سخت نیست ؛بنویس

کمی شهامت میخواهد

وکمی شکستن /منِ/ وجودت

بنویس؛ سخت نیست!

سخت ؛ سختی روح توست

کاش بتوانی افکارت

آرزوهای پنهانی ات

حسِّ خود کامگی ات

وسکوت خفته در طوفان درونت را بنویسی

بنویس ؛ سخت نیست!

سخت ؛سختی توست!بنویس

www.jilarasekh.com/ ژیلا ۲۰۰۹/۵/۱۰

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

www.jilarasekh.com

/۱۰ می/ روز جهانی گرامیداشت مادر

 مادرم امروز؛ روزتوست از اینجا دستت را می بوسم وبر خاک پایت سر می نهم

وهوای عِطر آگین اردیبهشت شیرازم ، که بوی ترا دارد در خیالم نفس می کشم

 مادرم روزت مبارک   

مادرم ......... ترا هم چون ستارگان آسمان

همانند قدّیسان  

ترا بسان مرغ عشق

تراسرزمین مهر

 خورشید وجود

و ترا جان می دانم

ژیلا

 

 مادر

مادرم در هجر تو فرسوده ام

  در فراقت مانده  و افسرده ام

مادرم دُردانه ام، سنگ صبورم ،یار من

یار دوران قدیم و همدم تنهائیم

مهربانم مادرم

می نشینم در سکوتم تا بجویم در خیالم خاطرت

دستها را می گشایم تا ترا آغوش گیرم

چشم هایم می فشارم تا بیایی در نگاه خسته ام

تا به کی درد فراق و تا به کی سوز فراق

مهربانم مادرم

روح وقلبم  آن تمامی وجودم 

ذرّه ذرّه تار و پودم

 از تو می خواهد وجودم

از تو می جوید  همه  بود و نبودم

//مادرم//

www.jilarasekh.com/  ژیلا ۲۰۰۹/ ۵ / ۴

  

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

www.jilarasekh.com

 سالها خسته و نالان ، دویدم پی او

او دوان بود پی سایه ی هر جایی او

من به امید وصال رخ رویایی او

او خیال طلب بوسه ی او

     ژیلا

 

سراب 

 وچه سخت است در این دام اگر ها ماندن !

که سئوال است و سراب ؟..

 نه جوابی ،  نه  امیدی 

 همه  وهم  است وخیال  !

وخدایی که مرا می نگرد

ومن از آینه ی  عبرت خویش

به  هیاهوی خود گمشده  در دام سراب

شعر تنهایی دِهشَت زده ام می خوانم

وبه آن رفته وغارتگر دل

 حرف نا گفته ام این است:

 چرا  ؟!

www.jilarasekh.com/  ژیلا ۲۰۰۹/ ۴ /۲۸

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت

  

                                         

www.jilarasekh.com

 کاش روزی که خدایم

 گِلِ این مانده به گِل را می ساخت

کوزه گر ،کوزه ی  عمر مرا

    خانه تو  می انداخت

        ژیلا

برزخ

نه آرا ممممممممممممممممممممم

نه خندانم

نه بی تاب و نه شادانم

نه دل را بسته ی زلف پریشانم

نه در دام سیه چشم شب آرامم

خودم هستم

دل دیوانه ام هست و هزاران  صفر تنهایی

هزارم مانده درآن برزخ صفر خیالی

هزاران  دادِ تنهایی!

          www.jilarasekh.com/  ژیلا۲۰۰۹/ ۴ /۲۴

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت