|
www.jilarasekh.com
مرا چون واژه ایی از واژگان شعرت بر گزین
و درون قاب شیشه ایی خیالت بگذار
آنگاه برای حُرمت قلم ، می توانی بنویسی
اورا فقط ، برای پرواز درآسمان خیال می خواستم
ژیلا

هوا پسِ!
دلم برای خودم تنگ شده خیلی وقته خودم را درست وحسابی ندیدم
چی ؟حسابرسی نکردی؟وای ...وای بی خیال خودت شو که هوا پسِ!
نمیدونم چه تغییری کردم شاید بد... شاید یه کمی خوب!
باید از آینه بپرسم ولی نه ....
این آینه زنگار گرفته قدیمی که منو زرد و غمگین و البتّه یواش
و در گوشی بگم کمی عبوس نشون میده ، وای کسی نشنیده باشه !
چی دارم میگم ؟ من گفتم عبوس !؟
نه، دارم واسه دلم می خونم گوش بده....
***
تو لیلی باش ، ما لیلی ترینیم
تو مجنون باش، ما مجنون ترینیم
***
بیچاره لیلی ومجنون !
که هر جا دچار تنگی قافیه میشیم پای این دوتارا می کشیم وسط!
آسمون وریسمون را بافتم بهم نه ؟
گل های شمعدونی کنار حوض هم به صف کردم وبراشون آخرین اشعارم را خوندم
***
من امشب عشق را فریاد کردم
بنامِ نامی جان، عاشقان را یاد کردم
خدا را گفتم ای شاهد بیا برمن تماشا
که بر دلدادگی، دیوانگی بنیاد کردم
***
ماهی قرمز تنگ بلوری دلم هم اشعارم را مزه مزه کرد و نگاهش را ازم دزدید
ترسید بفهمم که خوشش نیومده
صدای هوار هوار مرد دستفروش افکارم را رَم داد
آهایییییییییییی ددددددد ل دارم، خووووووووووبِ شو دارم
بیا که ا ر ز و نش کردم ،باب د ند و نش کردم
خدای من ؟دل!
یعنی کیلویی چنده؟حتما به نرخ روز! شاید هم بازار سیاه!
چه فرقی می کنه
از جا پریدم و ای... بازم یکی از گلدونای دلم شکست
آه ..... خدای من، باز این پیر زن هزار چهره آمد نشست کنارم !
دنیا خانم را میگم : آره عزیزم جونم برات بگم که ........
آره ، آره می دونم که .....زندگی رباعی است وغم های آن قصیده!
ای بابا من به یک شکسته بند نیاز دارم
دلم تَرَک برداشته !
و
آرزوهایم غزل می خوانند
وداع را برایم لب طاقچه گذاشته اند
و نوشته اند : ژیلا یادت بماند
که .... من (ها) رفتنی اند و بت ها شکستنی !
www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۰۹ /۸/۱۷
|