|
www.jilarasekh.com
کاش تو شاعر و من
بیت غزل خانه ی قلبت بودم
کاش تو کاتب و من
جوهر آن درس و کتابت بودم
ژیلا
بی تو ؟ با تو !
بی تو خواب چشم ترم آزرده
بی تو من تا دلِ تنگ شب مهتاب خدا هم رفته
بی تو از عشق سخن گفتن و گل ها چیدن
بی تو شبرو شدن از کوچه و پس کوچه ی غم ها رفتن
باتو امّا همه دنیا ی من از عِطر و گل و ریحان است
با تو من مثل پرستو ی بهار
باتو همراه چکاوک شدنم می آید
باتو من موی پریشان کنم و سرخی لب از گلها
با تو نرگس ز دوجشمم خجل آید ، برود
با تو رقصم به در و دشت چو آهوی جوان
با تو من ماهی دریا ی پریشان بشوم
با تو من ،ماه شوم ، زیبارو !
با تو لیلی شوم و لاله ی دشت
با تو من ،من شوم و سرخیِّ خون
با تو شیرازم و شور
با تو مستیِّ شراب،آتشم، داغم و لبریزْ از عشق
با تو من هر دم بهار ؟!
من دمادم چون بهاررررررررررررررر ..... ؟!
www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۰۹ /۱۱/۱
|