تبليغاتX
/کرشمه /۱
صفحه نخست | طراح قالب | خروجي وبلاگ
  

www.jilarasekh.com

مستی چشم و لب لعلِ تو شیراز من است

چون شراب است و می ناب من است

مست در کوی تو گشتن بخدا رونق بازار من است

باده نوشی و به رندان قلندر شدن آمال من است   

 ژیلا 

تقدیم به خواهرعزیزم ویداراسخ

 

جُرم ؟ !

پشت یک پنجره سرد و یخی

پشت آلاچیق دلتنگِ زمان

مادری در بدر از جور نهان

کودکی داشت به آغوشِ نگاه

شانه اش یک تنه از رنج کبود

سینه اش خانه ی  اَسرارِ مگو  

آخ .... هر بند تنش قصّه  ز بیداد بگو

در توانش بخدا اینهمه بی مهری جفاست

در کلامش همه عشق است و همه مهر و صفاست 

شب که هر پنجره ایی رو به خدا می خندد

  شب که  هر آتشی از عشق  رَدا می پوشد 

زن به جرمی که زن است می سوزد

شعله ها از تن او  می خیزد 

 آتش از شرمِ نگاهش بخدا  می سوزد

او..... به جرمی که زن است می سوزد

و به حُکمی که زن است

 مادر و همچون سپر است

 می سازد!!

درد  او  درد  من  و درد  همه چون من و  او   

او به جای تو  و  دیگر دگران می سوزد!!

و خدارا به قسم  !!......می سازد !

این سروده و اغلب سروده های من تابع هیچ قاعده وقانون خاص شعری نیست

 واز اینکه این چنین می نویسم مراببخشید این سبک وسیاق من است !!ژیلا

www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۰۹  /۵/۲۳   

نویسنده : ژیلا راسخ | ساعت روز
| لینک ثابت