|
www.jilarasekh.com
بیداد کنیم؛ داد به نزد که بریم داد
***
آتش به جگر ها شد
خون ها به تن ما شد
این ورطه ی شب، خوابگَه ما شد
آن طبل و دُهل ، دامگَه ما شد ........
ژیلا
.jpg)
آی!؟
قیچی تشنه بخون!
قلمم را که شکستید!
هم چو دلهای اسیری که شکست
هم چو رویای جوانی که به پیری خندید
هم چو برگی که اسیر است خزان
می نویسم ، خدایا تو بگو
پر پرواز فرشته که شکست
دشنه ی فتنه ی نامرد بُرید
شاهرگ فریادم ،سبزی رویایم
من همه فریادم ، من خود فریادم
نو عروسم ، نو جوانم رنگ خون گردیده
او به خون غلتیده !
آی .... من فریادم ، من خروش و دادم
می دهم قلبم را ، می دهم نامم را
حبس کن جسمم را ، حبس کن نامم را
روح من آزاد است ، روح من پرواز است
من به سبزی همه سبزترین ها سبزم
من که تهمینه و رستم نامم
من که ایرانم و من آزادم
تو که فریادی و من فریادم
من به آزادی ایران شادم
www.jilarasekh.com ژیلا ۲۰۰۹ /۶/ ۱۹
|